+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اسفند ۱۳۸۹ ساعت 20:33 توسط ღمحدثه ღ
|
دوست دارم دستانم را به سوی آسمان پر ستاره دراز کنم و ستاره ای بچینم و بر روی آن بنویسم ای اولین حکایت بی انتهای عشق ، با تمام وجود دوستت دارم . ْ╬♥═╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ ╬═♥╬ ╬♥═╬ به نسیمی همه راه بهم می ریزد / کی ؟ دل سنگ تو را آه بهم می ریزد / سنگ در برکه می اندازم و می پندارم / با همین سنگ زدن ماه بهم می ریزد / عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است / گاه می ماند و ناگاه بهم می ریزد / هرچه را عقل به یک عمر به دست آورده است / دل به یک لحظه ی کوتاه بهم می ریزد / آه ، یک روز همین آه تو را می گیرد / گاه یک کوه به یک آه بهم می ریزد ............................ هرگز فراموش نخواهم کرد برای داشتن تو دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت . . . ...........................
دوستــ دارد عشقش، از پشتــ دستانش را دور بـدنـش حـلـقـه کند، گـردنش را بـبوسـد . . چشمانش خــُـمـار میشود. به آرامی گـوشـه ی لـبـش را گـــاز میگیرد . . . صدایش میلرزد، زیر لب میگوید دوستـتــ دارم ! زن میداند کــه وجودش با عشق کامل تر میشود . . . و بــا بــوســـه ای عاشقانــه بــه اوج آرامــش میرسد ----------------------------------------- سلام من محدثه هستم. امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد. من با تبادل لینک موافقم فقط بگین با چه اسمی لینکتون کنم من با اسمه"بی صدا"لینک کنین ممنون. راستی برام خیلی دعا کنین.