امروز . . .
صبح از ساعت ۱۰ رفتیم مدرسه گوشیامونم برده بودیم:از صبح که رفتیم اهنگ گوش میدادیم تا تقریبا یه ساعت بعد رفتیم یه ذره والیبال بازی کردیم جاتون خالی خیلی خوش گذشت . . .![]()
پسرای مدرسه اب بازی میکردند البته ماهم بازی کردیم البته اونا رفتن تو زمین چمن ما هم تو حیاط مدرسه بودیم وقتی اونا از زمین برگشتن انگار که از استخر برگشته بودن خیسه اب بودن . . .![]()
بعدشم رفتیم سفره های ناهارو بچینیم البته بگما چون پسرا که وظیفشون باد زدن کبابا بود نمیکردن بعضی از دخترا هم لج کردن و مثه پسرا که استپ هوایی بازی میکردن ما هم رفتیم والیبال یه عالمه هم با هم دیکه دعوامون شد ولی خوب چون بیشتریا سال اخرشونه زیاد به دل نمیگیرن![]()
بالاخره سفره ها و غذاها چیده شد و غذاها خورده شد و همه به بهونه بازی از سفره پا شدن وهیچ کی دست به سفره ها نزد امان از دسته این نسل . . .
راستی اگه میخواین مدرسم رو ببینید سایتش لینک کردم![]()

