شیرین و فرهاد . . .
میخوام بگم قصه شیرین و فرهاد و من
که چه جوری شدن عاشق و دلدارهم
همه فکر میکنیم عاشقیم ای وای من
ولی کور خوندیم دنیای من
روزی روزگاری فرهاد من عاشق شیرین شد ای وای من
از عشق بی خبر شیرین من های وای وای فرهاد من
های وای وای شیرین من
شیرین تو دست پادشاه فرهاد اسیر یک نگاه
شیرین تو دست پادشاه فرهاد اسیر یک نگاه
فرهاد حالا دیگه واسه شیرین من راهی نداره جز کندن کوه غم
حالا دیگه تیشه شد همراه من،آخه شیرین و میخواد فرهاد من
روزی روزگاری از کوه غم پیر مخوفی رفت پیش فرهاد من
پیر مخوف گفت به فرهاد من
شیرین تو مرده ای وای من،از حسادتش بود اون پیر زن،
های وای وای فرهاد من های وای وای شیرین من
حالا دیگه تیشه راه غم شده دیگه قاتل فرهاد من
حالا دیگه تیشه راه غم شده دیگه قاتل فرهاد من
خواننده:شادمهر عقیلی
+ نوشته شده در جمعه ششم آبان ۱۳۹۰ ساعت 19:38 توسط ღمحدثه ღ
|